تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان *follow_box*
خوش باش که هرکه راز داند، داند که خوشی خوشی کشاند


۱- یک تست آیلتس کامل انجام دادم 

۲- رکورد تردمیل

۳- تو نرم افزار فرانسه پسرجان رو هم اد کردم و قرار شد باهم پیش بریم


۹۷-۷-۰۲ ۰ ۰ ۱۱

۹۷-۷-۰۲ ۰ ۰ ۱۱


۱- اول مهرتون مباااارک طبق معمول هر سال با پسرجان رفتم مدرسه ش و پیاده برگشتم خونه

۲- تکالیف فرانسه مو انجام دادم و نرم افزار رو هم نصب کردم

۳- با یک استاد سابق تلفنی صحبت کردم کلی تحویلم گرفت و خوش به حالم شد :دی





۹۷-۷-۰۱ ۰ ۰ ۱۴

۹۷-۷-۰۱ ۰ ۰ ۱۴


۱- جلسه دفاع +ی دسته گل خوشگل

۲- پیتزا عطاویچ

۳- فرانسه به بچه های گروه رسیدم فردا هم تکالیفمو ارسال کنم میشم ی دختر نمونه :دی


۹۷-۶-۳۱ ۰ ۲ ۱۲

۹۷-۶-۳۱ ۰ ۲ ۱۲


۱- کباب تابه ای

۲- لاتاری

۳- تردمیل


۹۷-۶-۳۰ ۰ ۱ ۱۶

۹۷-۶-۳۰ ۰ ۱ ۱۶


۱- گروه کوییز باحالمون

۲- بازم یزد دیدم

۳- تا ترک ۷ سی دی چهار پیش رفتم


۹۷-۶-۲۸ ۰ ۲ ۱۴

۹۷-۶-۲۸ ۰ ۲ ۱۴


۱- سی دی دوم زبان رو هم مرور کردم + ۱۰ ترک از سی دی سوم :) پشمال بیا بگو گروه تا کجا پیش رفته ببینم چق عقیم ننه

۲- با پسرجان رفتم کلاس گیتارش+کتابراه عضو شدم و ی کتاب هم ازش خریدم + سفارش کتاب دادم آدینه بوک

۳- شبکه ۴ یزد نشون داد


۹۷-۶-۲۷ ۳ ۱ ۲۸

۹۷-۶-۲۷ ۳ ۱ ۲۸


۱- کل سی دی ۱ فرانسه رو مرور کردم و یادداشت برداشتم

۲- با کمک پسرجان خونه رو تمیز کردیم مث دسته گل

۳- دوست پسرجان مهمونمون بود


۹۷-۶-۲۶ ۱ ۱ ۱۹

۹۷-۶-۲۶ ۱ ۱ ۱۹


۱- سه تا از چارتا موضوع پیشنهادی تایید شد

۲- رییس کارگزینی متحول شده مثبتتتت باید تافتش بزنیم تو‌همین حالت بمونه :دی یک کاری هم کرده که باید بند جداگانه نوشت ولی من ترکیبش میکنم همین جا؛ رفته بود سازمان تهران باهاش تماس گرفتم و گفتم کار منم یادآوری کنید کلی تحویل گرفت و اوکی داد بعد از ظهر پورتال رو چک کردم و دیدم واااااو بعد هشت ماه بالاخره کارم یک مرحله جلو رفته به امید تشکیل هر چه سریع تر کمیسیون تخصصی

۳- برا پسرجان کوله طرح بارسا چرخ دار گرفتیم من بیش‌تر از خودش ذوق دارم آی ام ندید بدید :دی


۹۷-۶-۲۵ ۰ ۰ ۲۱

۹۷-۶-۲۵ ۰ ۰ ۲۱


۱- با دو تا دوست چت کردم و از حال هم باخبر شدیم

۲- ایران کتاب: کلی لوازم التحریر باحال- برای پسرجان دفتر زبان و نقاشی و سه چهارتا دفتر دیگه و جامدادی و .. گرفتیم + ماژیک وایتبورد و دفترچه خوشگل برا خودم

۳- یاد این خاطره افتادم : سوم راهنمایی بودیم ی روز سر کلاس برا بامزه بازی گفتم بچه ها یادتونه ی سال ماه رمضون افتاده بود تو محرم؟؟ بعد یکیشون اونقدر خاطره از همون سال تعریف کرد که روم نشد بگم من شوخی کردم و همچین چیزی امکان نداره :دی. فاطمه مولایی هر جا هستی حلال کن من تو این سارها چندین بار خندیدم بابت این خاطره الانم که دیگه رسانه ایش کردم خخخ


۹۷-۶-۲۴ ۳ ۰ ۳۲

۹۷-۶-۲۴ ۳ ۰ ۳۲


۱- آخیش تر حتی + شهرزاد هم به خوبی و خوشی دفاع کرد

۳- ی کیف کادو گرفتم ماااااه + سرویس چایخوری خوشگل

۳- از محل کار همسرجان ی تقدیرنامه بهم دادن + ی کارت هدیه ۲۰۰ تومنی؛ گذشته از این که این قضیه تو ایران خیلی بعید به نظر میرسه من در عجبم که اینا منو از کجا میشناختن اینقدر مشخصاتمو دقیق نوشتن تو تقدیرنامه (منطقی- شوخ طبع- صبور و کلی صفت خوب دیگه که برای این که بیش از این ریا نشه نمیگمشون) :دی


۹۷-۶-۲۳ ۳ ۱ ۳۱

۹۷-۶-۲۳ ۳ ۱ ۳۱


۱ ۲ ۳ ... ۳۶ ۳۷ ۳۸